مرتضى راوندى

509

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

اينكه شعر و ادب نبايد افراز يك درون كاوى ، يك تفنن ، يك تسكين خود براى شاعر باشد ، بلكه بايد به يارى مرم بشتابد ، اديبان و هنرشناسان ، سخنان ارجمندى گفته‌اند : ماكسيم گوركى نويسنده روسى به درستى مىگويد كه « شاعر نبايد لله و دايهء روح خود باشد ، بلكه بكوشد تا به پژواك جهان مبدل گردد ( يعنى بلند آوازه شود ) . » هگل مىگويد : « هر اثر هنرى گفتگوئيست ما بين هنرمند و آن‌كس كه آن سوتر ايستاده است . » ، در قابوسنامه خود ما نيز اين انديشه آمده است ، آنجا كه مىگويد : « شعر از بهر ديگران گويند ، نه از بهر خويش » . . . اگر تعهد شاعر از خود واقعيت برخيزد و در جهت تكامل تاريخى قرار داشته باشد ، موجب دگرسازى و مسخ حقيقت و واقعيت نمىشود ؛ لذا كوچكترين تضادى ما بين تعهد نويسنده و واقع‌گرايى نيست . اگر بخواهيم سخن را كوتاه كنيم ، آن است كه نه نفى فرهنگ گذشته ، بلكه بهره‌بردارى درست و علمى و انقلابى از آن ، نه مقابله فرهنگ گذشته و نو با يكديگر ، بلكه ديدن پيوند ارگانيك تاريخى ميان بهترين عناصر اين دو فرهنگ ، نه ستايش دربست و بلا شرط نوپردازى ، بلكه سير شعر و نثر معاصر به سوى محتواى مثبت و شكل بليغ ، راه درست كار و حل صحيح مسئله است . هرگاه فرهنگ ادبى معاصر ما از ارثيه غنى گذشته خود و از چشمه‌هاى فياض فرهنگ جهانى و زمينهء سرشار فرهنگ فولكلوريك بهره گيرد و مسئوليت و رسالت تاريخى خود را از نظر دور ندارد ، خواهد توانست به خلق آثارى درخشانتر ، از آنچه تاكنون توانسته است ، موفق شود . بىاعتنايى به فرهنگ كلاسيك ما ، بىخبرى از فرهنگ پرتنوع جهان ، بىبهرگى از فولكلور غنى ايرانى ، بىتوجهى به هدفهاى يك هنر پويا در عصر طوفانى ما ، نمىتواند موجب سترونى و نازائى هنر و سقوط آن در شكل‌گرايى انحطاطى و مضامين پوچ نشود . ما و فرهنگ باختر : « اكنون شايد قرنى مىگذرد كه در كشور ما ، مسئلهء ضرورت اخذ تمدن و فرهنگ باخترى با صراحت مطرح شده و از آن جمله عبد الرحيم طالبوف نويسنده و متفكر ما ، شصت سال پيش از اين در مسالك المحسنين نوشت : « . . . از هيچ ملت جز علم و صنعت و معلومات مفيد چيزى قبول نكنى ، تقليد ننمايى ، يعنى در همه‌جا و هميشه ايرانى باشى و از بركت علم و معاشرت خارجه بفهمى و حالى شوى كه مشرق زمين غير از مغرب زمين است ، از آنها جز نظم ملك چيزى استفاده نكنيم ، مبادا شعشعهء ظاهرى آنها تو را بفريبد ، مبادا تمدن مصنوعى و يا وحشيت واقعى آنها تو را پسند افتد . » طالبوف خواستار برخورد نقادانه به فرهنگ باختر است ، توصيه مىكند كه از آنها